|
2 قلب
آري اين قلب من است كه مي تپد پس: سلام زندگي
برای زیستن ۲ قلب لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند موضوع : | *| نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 و ساعت 8 بعد از ظهر توسط A | تقدیم به اولین وآخرین عشق زندگی خاکی ام مهری
دلم خواهد همه سوزم تو باشي
موضوع : | *| نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 5 بعد از ظهر توسط A |
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي موضوع : | *| نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 2 بعد از ظهر توسط A | عشق
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن وگوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
موضوع : | *| نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 11 قبل از ظهر توسط A | تصوير گوياست پس نيازی به متن نيست
دوست دارم(مهری)
نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود
هميشه دوست داشتنم
موضوع : | *| نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 2 قبل از ظهر توسط A | وقتی...
وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی
وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه
وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته
وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه
وقتی جایی نشستی که کنارت خالی بود به یاد بیار کسی رو که توی اغوشت جا میگرفت
وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم میشد
وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رو می لرزوند موضوع : | *| نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 8 بعد از ظهر توسط A | تقدیم به شما دوست خوبم
مهری
مهری غصه نخور زندگی با ماست ----------- اگه باختيم امروز و فردا که بر جاست توی اين شب سياه مه گرفته --------------نگاه کن خورشيدی از اون دورا پيداست مهری دنيا همينجور نميمونه------------------------- يه روز آخر ميشکنه قاب زمونه مهری شب هميشه شب نميمونه-------------- صبح ميشه آفتاب مياد رو بوم خونه مهری دنيا گلستون ميشه يک روز ------هر چی مشکل باشه آسون ميشه يک روز مهربونی جای کينه رو ميگيره ------------- هر جا دردی باشه درمون ميشه يک روز يه روز از روزا که هيچکس نميدونه ----------- بدی از دنيا ميره خوبی ميمونه مهری من و دل منتظر اون روز خوبيم------------------- حتی اگر از ما نبينی نشونه مهری موضوع : | *| نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 11 بعد از ظهر توسط A | |
درباره وبلاگ
![]() سلام خیلی سخته بخوای اشک بریزی اما نتونی خیلی سخته بخوای فریاد بزنی اما نتونی می خوام به کودکیم برگردم دلم تنگ شده برای اشکهایی که بی بهانه به پهنای صورت میریختم برای فریاد هایی که بی دلیل بود هیچ کس دعوام نمیکرد که دارم گریه میکنم هیچ کس نمیگفت فریاد نکش این روزها خنده هم مالیات داره وقتی بخندی یا می گن دیوونه شده یا میگن چیه خنده داره؟ ساکت هم باشی واییییییییییییی افسرده شدی اون روزها همه چیز بی بهانه بود خنده هام گریه هام سکوتم امروز همه چیز را به معنایی میگیرند میخوام برگردم به روزهای بی بهانه به روزهایی که واسه هر کاری از من دلیل نمیخواستند خنده و گریه ارزش داشت اون روزها چه میفهمیدم مریضی یعنی چی؟ مریضی برام مساوی با اسباب بازی بود امروز دیگه هیچ چیز شادم نمیکنه اون خنده های از ته دل تموم شدند انگار فقط مال همون روزها بود دیگه حتی گریه هام هم واقعی نیست انگار اون اشک هم مال اون موقع بود حالا دیگه میفهمم مریض بودن یعنی بدبخنی یعنی بیمارستان یعنی درد نگاه به خنده هام نکنید خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارمن از گریه گذشته به این میخندم با تشکر از نظرات شما ... منو ي وبلاگ
نويسندگان
آرشيو
پيوندها
پيوندهاي روزانه
آمار وبلاگ
طراح قالب
|