|
تشنه لب!!!وای
دختری کرد سوال از مادر : که چه طعم و مزه دارد شوهر
این سخن تا بشنید از دختر اندکی کرد تامل مادر گفت با خود که این لعبت مست گر بگویم مزه اش شیرین است با غم شوی روانش کاهد یا بلافاصله شوهر خواهد ور بگویم مزه اش تلخ است تا ابد می کشد از شوهر دست لا جرم گفت به اوای زیبا ترش باشد مزه شوهر دخترک در تب و تاب افتاد گفت مادر دهنم اب افتاد ...
موضوع : | *| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 9 بعد از ظهر توسط A | دوست دارم
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم همه دنیای من دوستت دارم...
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني **************************************** نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شود درراه اين هستي
موضوع : | *| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 9 بعد از ظهر توسط A | عشق من mhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh
عشق يعني سالهاي عمرسخت عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ
عشق يعني خواستن له له زدن
عشق يعني سوختن پر پر زدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي يعني سراب
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا همدم شدن
عشق يعني لحظه هاي بي قرار
عشق يعني از سپيده تا سحر
عشق يعني پا نهادن در خطر
عشق يعني لحظه ي ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار
عشق يعني ارزو يعني اميد
عشق يعني روشني يعني سپيد
عشق يعني غوطه خوردن بين موج
عشق يعني رد شدن از مرز موضوع : | *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 2 قبل از ظهر توسط A | عشق؟
تا حالا عاشق
عشق رو تجربه کردی؟ می گن عشق رو نمیشه توضیح داد باید تجربه کنی تا بفهمی!!!! آخه چه جوری؟ اگه آدم چیزی از عشق ندونه چطور میفهمه عاشق بعضی میگن عاشق اگه نبینیش دلت بگیره وقتی میبینیش انگار قند تو دلت آب میکنن!! از رفتارش هر چقدرم کسل کننده دوست نداری از دستش بدی(گاهی اوقات به هر قیمتی!!! همه ی نواقصش از دید تو محاسنه. (اگر در دیده ی مجنون نشینی به غیر ازخوبی لیلی نبینی ولی خوب من میگم بعضی اوقات اینا هست (یا شایدبهتر باشه گم فکریکنیم اینا هست) ولی عشق نیست!!!!! موضوع : | *| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 7 بعد از ظهر توسط A | |
درباره وبلاگ
![]() سلام خیلی سخته بخوای اشک بریزی اما نتونی خیلی سخته بخوای فریاد بزنی اما نتونی می خوام به کودکیم برگردم دلم تنگ شده برای اشکهایی که بی بهانه به پهنای صورت میریختم برای فریاد هایی که بی دلیل بود هیچ کس دعوام نمیکرد که دارم گریه میکنم هیچ کس نمیگفت فریاد نکش این روزها خنده هم مالیات داره وقتی بخندی یا می گن دیوونه شده یا میگن چیه خنده داره؟ ساکت هم باشی واییییییییییییی افسرده شدی اون روزها همه چیز بی بهانه بود خنده هام گریه هام سکوتم امروز همه چیز را به معنایی میگیرند میخوام برگردم به روزهای بی بهانه به روزهایی که واسه هر کاری از من دلیل نمیخواستند خنده و گریه ارزش داشت اون روزها چه میفهمیدم مریضی یعنی چی؟ مریضی برام مساوی با اسباب بازی بود امروز دیگه هیچ چیز شادم نمیکنه اون خنده های از ته دل تموم شدند انگار فقط مال همون روزها بود دیگه حتی گریه هام هم واقعی نیست انگار اون اشک هم مال اون موقع بود حالا دیگه میفهمم مریض بودن یعنی بدبخنی یعنی بیمارستان یعنی درد نگاه به خنده هام نکنید خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارمن از گریه گذشته به این میخندم با تشکر از نظرات شما ... منو ي وبلاگ
نويسندگان
آرشيو
پيوندها
پيوندهاي روزانه
آمار وبلاگ
طراح قالب
|