|
عشق
اي عشق كه دستان خداييت برخواهشهاي من لگا م زده ، و گرسنگي و تشنگيم را تا وقا ر و ا فتخار بالا برده، مگذا ر توان و استقا متم از ناني تنا ول كند و يا از شرا بي بنوشد كه خويشتن نا توانم را وسوسه مي كند. بگذار گرسنه گرسنه بما نم ، بگذار از تشنگي بسوزم ، بگذار بميرم و هلاك شوم ، پيش از آن كه دستي برآ ورم و از پيا له اي بنوشم كه تو آن را پر نكرده اي ، يا از ظرفي بخورم كه تو آن را متبرك نسا خته اي . O LOVE , whose lordly hand Has bridled my desires, And raised my hunger and my thirst To dignity and pride , Let not the strong in me and the constand Eat the bread or drink the wine That tempt my weaker self . Let me rather starve , And let my heart parch with thirst , And let me die and perish , Ere I stretch my hand To a cup you did not fill , Or a bowl you did not bless . موضوع : | *| نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 1 قبل از ظهر توسط A | |
درباره وبلاگ
![]() سلام خیلی سخته بخوای اشک بریزی اما نتونی خیلی سخته بخوای فریاد بزنی اما نتونی می خوام به کودکیم برگردم دلم تنگ شده برای اشکهایی که بی بهانه به پهنای صورت میریختم برای فریاد هایی که بی دلیل بود هیچ کس دعوام نمیکرد که دارم گریه میکنم هیچ کس نمیگفت فریاد نکش این روزها خنده هم مالیات داره وقتی بخندی یا می گن دیوونه شده یا میگن چیه خنده داره؟ ساکت هم باشی واییییییییییییی افسرده شدی اون روزها همه چیز بی بهانه بود خنده هام گریه هام سکوتم امروز همه چیز را به معنایی میگیرند میخوام برگردم به روزهای بی بهانه به روزهایی که واسه هر کاری از من دلیل نمیخواستند خنده و گریه ارزش داشت اون روزها چه میفهمیدم مریضی یعنی چی؟ مریضی برام مساوی با اسباب بازی بود امروز دیگه هیچ چیز شادم نمیکنه اون خنده های از ته دل تموم شدند انگار فقط مال همون روزها بود دیگه حتی گریه هام هم واقعی نیست انگار اون اشک هم مال اون موقع بود حالا دیگه میفهمم مریض بودن یعنی بدبخنی یعنی بیمارستان یعنی درد نگاه به خنده هام نکنید خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارمن از گریه گذشته به این میخندم با تشکر از نظرات شما ... منو ي وبلاگ
نويسندگان
آرشيو
پيوندها
پيوندهاي روزانه
آمار وبلاگ
طراح قالب
|